یاران انقلاب اسلامی2/حضرت آیت الله شهیدمفتح(ره)

چشم خدا


سلام بر چشم خدا
آن دم که با خدا نجوا می کند و آنگاه که قطرات اشک بر گونه ی مبارکش بوسه می زنند


مولا جان : هر چند آمدنت حتمی است ، من اما در هراس نبودن خویشم ...
کاش نسیم، عطر نفسهایت را به غربتم برساند.
تو را ای گل همیشه بهار سلام میگویم و باز چشم میدوزم به راه آمدنت ...
ولی شرمساریم از انتظار ...

_______
_____
__


برای آمدنت انتظار کافی نیست
دعا و اشک و دل بیقرار کافی نیست
خودت دعایی کن ای نازنین که برگردی
دعای این همه چشم انتظار کافی نیست


اللهم عجل لولیک الفرج

+ محمدمهرافروز ; ٦:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/٤/۱٧
    پيام هاي ديگران ()   

یاران انقلاب اسلامی1/آیت الله ربانی املشی(ره)

www.mmehr1340.persianblog.irیاران انقلاب اسلامی1/آیت الله ربانی املشی(ره)

+ محمدمهرافروز ; ٧:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٢/٤
    پيام هاي ديگران ()   

فتنه گناه کبیره است

http://hefanews.ir/post-1499.aspx

[سایت خبری حفا نیوز]توسط : گروه خبری حفا نیوز
فتنه به روایت شهید محراب آیت‌الله دستغیب
بسیارند نوشته‎ها و گفتارهایی که با گذر زمان کهنه نمی‎شوند و در حوادث و رخدادهایی بازخوانی آن‎ها همچنان چراغی است که مسیر صحیح را بهتر نشان می‎دهد. کتاب گناهان کبیره شهید آیت‎ا... دستغیب یکی از آثاری است که ماندگار و روشنگر است. بعد از فاجعه اخیر در عاشورای امسال متأسفانه در بین برخی آگاهانه و یا ناآگاهانه تردیدهایی برای مقابله با این فتنه به‎وجود آمد که با بازخوانی بخشی از کتاب گناهان کبیره، گوشزدهای قرآن و روایات پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) به روایت شهید آیت‎ا... دستغیب را تکرار می‎کنیم.  ایشان در فصل دوم از جلد دوم کتاب گناهان کبیره می‎نویسد:

«در این فصل به پاره‎ای از گناهانی که از روی فحوی و اولویت قطعی، بزرگتر از یکی از گناهان کبیره باشد، یا این‎که در قرآن مجید یا نص معتبر، بزرگتر بودنش از یکی از کبائر مسلمه ثابت باشد، مانند فتنه که در قرآن مجید آن را صریحا سخت‎تر و بزرگتر از کشتن می‎داند. و چون کشتن انسانی را به ناحق مسلما کبیره است پس کبیره بودن فتنه هم مسلم است، چون از کشتن بزرگتر می‎باشد.» در شدت مبغوضیت فتنه، کافی است که خداوند برای برطرف شدن آن در قرآن مجید امر به جهاد فرموده و می‎فرماید: «با مشرکین بجنگید تا فتنه برطرف شود.» در کتاب اسلام و صلح جهانی، تألیف سید قطب صفحه 56 می‎نویسد: «تنها جنگی را که اسلام مشروع دانسته و آن را لازم می‎داند، جنگی است که برای اعلای کلمه خدا باشد. و مقصود از کلمه خدا، حقیقتی است که با ناموس و سنت خلل‎ناپذیری که برای جهان آفرینش و انسان قرار داده شده، موافقت دارد. سابقا گفتیم همبستگی در طبیعت جهان آفرینش و همکاری در زندگی افراد بشر، دو قانونی هستند که خداوند آن‎ها را برای ادامه زندگی می‎خواهد. آن نظم متناسبی که در ساختمان جهان آفرینش به‎کار برده شده و مانع از فساد و از هم گسستگی عالم است، و به زندگی نیرویی بخشیده که همواره به طرف ترقی و تکامل پیش می‎رود، و تعاون و همکاری را که موجب برقراری خیر عمومی برای جمیع افراد بشر در طول تاریخ است برقرار می‎سازد. اسلام برای هدایت تمام این مردم آمده است. بنابراین از آثار «کلمه خدا» و «اراده خدا» این است که این خیر عمومی را که اسلام آورده، به جمیع مردم برساند و از هرگونه عواملی که بین مردم و آن حایل شود، جلوگیری نماید. از این جهت چنان‎چه کسی بخواهد، سنگ را وصول این خیر عمومی نسبت به مردم شود، و با نیرو و قدرت بین مردم و آن حایل گردد، چنین کسی دشمن خدا و متجاوز به کلمه خدا و اراده عمومی اوست و بایستی از راه دعوت و تبلیغ این خار سر راه را برداشت و دوباره کلمه خدا را تحقق بخشید. (و قاتلوهم حتی لا تکون فتنه و یکون الدین کله لله) یعنی با آن‎ها کارزار کنید تا فتنه نماند و دین یک‎سره خاص خدا شود. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله می‎فرماید: «سعی کننده در فتنه (فتنه‎انگیز)، به خدای بزرگ کافر شده، هرچند مسلمان باشد.»
 معنی فتنه: هرچند اهل لغت برای فتنه به اعتبار موارد استعمال آن، بیش از ده معنی ذکر کرده‎اند، لیکن مراد از فتنه در این‎جا، همان معنای عرفی است که از اطلاق آن متبادر می‎شود و آن آشوب کردن و سلب آسایش و آزادی و امنیت از فرد یا جمعیتی نمودن و دو نفر یا بیشتر را به هم انداختن و ایجاد دودستگی کردن و مردم را در شکنجه و آزار قرار دادن است. فتنه، یا در امور دینی است یا دنیوی- فتنه دینی هم چند قسم است: گاهی شخص سعی می‎کند که مردم را گمراه سازد و نگذارد دین حق را بپذیرند و به القای شبهات و شکوک در این راه به‎وسیله زبان و قلم می‎کوشد. و گاهی به‎وسیله اذیت کردن و شکنجه کسانی که دین پذیرفته‎اند، مانع قبول کردن دیگران می‎شوند. مانند معامله مشرکین مکه با مسلمانان صدر اسلام. و مانند معامله معاویه (علیه الهاویه) با شیعیان حضرت امیرالمؤمنین علیه‎السلام.
بنیامیه بدترین فتنه‎ها: حضرت امیرالمؤمنین علیه‎السلام در ضمن خطبه نهج‎البلاغه می‎فرماید: «جز این نیست که ترسناکترین فتنه‎ها نزد من بر شما، فتنه بنی‎امیه است (به جهت شدت و طول مدت آن و از بین رفتن قوانین دینی به سبب آن) به‎درستی که آن فتنه‎ای است که تاریک و کور (که هدایتی در آن بر جاده شرع نیست، مانند کور در طریق خود تاریک کننده بر اهل دنیا که بهره آن عام است یعنی شرش به همه می‎رسد و بلیه آن خاص است) بر خواص اهل تقوا و ایمان خصوصا بر اهل‎بیت پیغمبر صلی‎‎ا... علیه و آله چه بزرگتر از آن فتنه‎ای نمی‎تواند بود که هتک حرمت رسول خدا صلی‎ا... علیه و آله کردند. حسن و حسین علیهما لسلام را با یارانشان شهید و کعبه را خراب و مهاجر و انصار را در مدینه کشتار کردند. و قریب هشتاد سال بر منبرها و مناره‎ها به امیرالمؤمنین ناسزا گفتند و تسلط حجاج لعین به ریختن خون مظلومان و... و هرکس به دیده بصیرت و عبرت در آن نگریست و آن‎را فتنه دانست و از آن فرار کرد، گرفتار شد. و هرکس از دیدن فتنه بودنش کور شد و به آن‎ها نزدیک گردید، از آزارشان در امان شد...» به شهادت تاریخ، از صدر اسلام تا این زمان که قرن چهاردهم است، در هر قرنی فتنه‎هایی در عالم اسلام برپا شده و البته پیدایش این فتنه‎ها برای آزمایش خلق و ظاهر شدن صدق و کذب ادعاکنندگان اسلام و جدا شدن خبیث از طیب و پیدایش سعادت نیکبختان و شقاوت بدبختان است؛ و این موضوع در چند جای قرآن مجید یادآوری شده، از آن جمله در سوره عنکبوت می‎فرماید: «احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون» (آیا مردم گمان کردند همین‎که بگویند ایمان آوردیم رها کرده می‎شوند و امتحان نمی‎شوند.) در قرن اخیر در بین فتنه‎هایی که واقع شده، از همه سخت‎تر فتنه شیوعیه (توده‎گری) و فتنه طرفداران مادیگری و شهوترانی و انکار دیانت و روحانیت است که سیل‎آسا از اروپا و آمریکا به سوی ممالک اسلامی سرازیر و بنیان عقیده به مبدأ و معاد از دل‎ها کنده و به جایش نهال خبیث مادیگری و شهوترانی و خودپرستی و دنیا‎طلبی را غرس کردند و مسلمانان این دوره را مصداق حقیقتی آیه شریفه: «فخلف من بعدهم خلف اضاعوا الصلوه و اتبعوا الشهوات فسوف یلقون غیا» قرار دادند. یعنی به‎جای مردمان با ایمان سابق، مردمانی آمدند که نماز را ترک کردند و شهوترانی را پیشه خود ساختند و زود است که آثار گمراهی و هلاکت خود را ببینند. و بالجمله انسانیت و معنویت را از بین جامعه بشری برداشته و همه را از یاد خدا و آخرت بازداشتند و به انواع شهوات و فسق و فجور سرگرم کردند. به‎طوری که از اسلام تنها اسمی باقی مانده، چنان‎چه پیغمبر اکرم صلی ا... علیه و آله خبر داد و پس از بررسی حال اجتماع کنونی دانسته می‎شود که صفات کمالیه انسانی از میانشان برداشته شده و خوی حیوانی و شیطانی در آن‎ها جای گرفته. مثلا صفت حیاء که یکی از صفات عالی انسانی است و جلوگیری کننده از هزاران مفاسد و تأمین‎کننده عفت عمومی است، از بینشان برداشته شده و بی‎حیایی و هتاکی جای آن را گرفته است. و همچنین رعایت حقوق و مخصوصا حق والدین که از لوازم اجتماعی بشری است و فوق‎العاده مورد عنایت دیانت است، از بین رفته و در برابر، تضییع حق و کفران نعمت و نادیده گرفتن احسان و خدمت دیگری جای گرفته است. تعاون و همکاری و همبستگی و حس عاطفه و رحم و مهرورزی و خیرخواهی و گذشت و مانند این‎ها که نظام حیات دنیا و سعادت عقبی، بستگی تمام به آن‎ها دارد، از بین رفته و در برابر، خودبینی و خودخواهی و سخت‎دلی و بی‎مهری و راحت خود و زحمت دیگرطلبی و مانند این‎ها جایگزین شده. و همچنین صدق در گفتار و کردار از تمام طبقات برداشته شده و به جایش دروغ و خدعه و غش و کلاهبرداری و حقه‎بازی جا گرفته است. چنان‎چه می‎بینید، صاحبان هر جنسی چه تقلب‎هایی در جنس خود می‎کنند و آن را به‎عنوان صحیح در معرض فروش می‎گذارند. و برای رسیدن به مال و تأمین وسایل تشریفاتی مادی خود از هیچ خیانت و جنایتی باکی ندارند. چنان‎چه مکرر واقع شده که خوراک مسموم را در معرض فروش آورده و جان همنوع خود را به خطر انداخته است. خلاصه مانند حیوانات که هریک از دیگری جدا است و با هم به تناکر و تنافر و قهر و غلبه تلاقی و زندگی می‎کنند، شده‎اند. و هرآن‎چه ذکر شد، نمونه‎ای از مفاسد فتنه مادیگری است و اگر بنا به تفصیل شود، از شرحش کتاب‎ها پر می‎شود. ناگفته نماند که از دام‎های مؤسسین و مروجین این فتنه، تضعیف و از بین بردن روحانیت اجتماعی است. و بزرگترین وسیله ایشان، ایجاد حس بدبینی و سخریه نسبت به دیانت در بین اجتماع خصوصا نسل جوان و سعی در ایجاد فاصله بین اجتماعی و آن‎هاست، تا از مقامات عالیه دیانت و صفات کمالیه انسانیت و نشانه‎ها و آثار آدمیت چیزی نشنوند و حقایق را درک نکنند و آن‎ها را کور و کر وارد منجلاب فساد کرده و به انواع کثافات و شهوات سرگرم نمایند. و بزرگترین حربه آن‎ها در این هدف، حربه اتهام است. گاهی آن‎ها را بی‎خبر از اوضاع جهان و از تمدن می‎خوانند. و زمانی ایشان را مانع ترقی اجتماع می‎نامند. گاهی می‎گویند دنیا‎طلب و ریاست‎خواهند، چون ترقی اجتماع مانع ریاستشان است، جلوگیری می‎کنند. و غیر این‎ها از اتهامات. و بر هیچ مسلمان فهمیده‎ای پوشیده نیست که تمام این‎ها صرف اتهام و از واقع و حقیقت عاری است.
بدعت و جاسوسی: از جمله فتنه‎های دینی، بدعت گذاردن در دین است. کسانی که طریقه تازه در اسلام احداث نموده و مسلمانان را متفرق ساختند و سبب پیدایش هزاران فتنه و فساد در عالم اسلام گردیدند، بدترین فتنه انگیزانند. از جمله فتنه دینی، جاسوسی برای کفار است نسبت به چیزهایی که باید بین مسلمانان پنهان باشد. چنان‎چه در سوره نساء درباره منافقین می‎فرماید: «هرگاه به آن‎ها مطلبی راجع به امنیت و ناامنی برسد آن را فاش می‎کنند.» مجلسی از بیضاوی در معنی آیه نقل کرده: یعنی چیزهایی که مایه امن یا خوف باشد آن را فاش می‎کنند. برخی از مسلمانان سستنهاد، شیوه‎شان چنین بود که چون خبری از قشون اعزامی رسول خدا صلیا... علیه و آله به آن‎ها می‎رسید، یا پیغمبر صلیا... علیه و آله آن‎ها را از وحی الهی نسبت به پیروزی یا شکست خبر می‎داد، آن را فاش می‎کردند و این خود باعث ناراحتی و مفسده بود، و این آیه فاش کردن آن‎چه را که در افشای آن مفسده است، مذمت می‎فرماید.
پراکندگی جماعات دینی: ازجمله فتنه دینی است، جمعی را که با هم یکدل و یک جهت متوجه خدا و به یاد پیغمبر و امام خود هستند، بین آن‎ها جدایی انداختن و ایشان را متشتت و متفرق ساختن یا به قوه قهریه یا به القای شبهه و بدبینی بین مأمومین نسبت به امام جماعت و پیشوای دینی، یا مأمومین را نسبت به یکدیگر، و خلاصه اتحاد قلوب را که موجب هر خیری است و مقصود شارع مقدس است مبدل کردن به تناکر و جدایی که موجب هر شری است و مبغوض شارع مقدس است.
گناه فتنه از قتل بزرگتر است: چنان‎چه اشاره شد گناه فتنه دینی از قتل نفس، به نص قرآن مجید، بزرگتر است. زیرا قتل نفس تنها از بین بردن حیات موقت و عاریه دنیوی و در حقیقت خلاصی از شرور و آفات این عالم است. ولی فتنه دینی سبب قطع حیات ابدی و بی‎بهره شدن از نعمت‎های جاویدان است و همان اندازه که عالم آخرت از دنیا بزرگتر و مهمتر است، بلکه قابل قیاس نیست، همچنین فتنه دینی هم از قتل نفس بزرگتر و مهمتر می‎باشد.
قتلی که از سر بریدن بدتر است: حضرت سجاد علیه‎السلام می‎فرماید: «آیا شما را از کشتنی که از سربریدن بدتر است خبر بدهم؟ گفتند بلی. فرمود: آن‎که کسی را بکشد و هلاک کند به هلاکت همیشگی. گفتند: آن چیست؟ فرمود: او را گمراه کند از اعتقاد به نبوت حضرت محمد صلی ا... علیه و آله و ولایت علی علیه‎السلام و او را وادارد به راه غیر خدا و پیروی از طریقه دشمنان علی علیه‎السلام به‎طوری که آن‎ها را (دشمنان علی علیه‎السلام را) امام خود بداند و منکر امامت و فضیلت آن حضرت شود. پس این است همان کشتنی که مقتول بدبخت را همیشه در دوزخ قرار می‎دهد و جزای کشنده او هم جاودان بودن در آتش است.» به‎علاوه فتنه‎های دینی غالبا منجر به کشتارها می‎گردد.
فتنه دنیوی: فتنه دنیوی از قتل بدتر است. زیرا اولا کسی که آتش فتنه را برمی‎افروزد و عده‎ای را به آن آتش می‎سوزاند، به‎طوری آن‎ها را ناراحت و در شکنجه می‎اندازد که هر روز برایشان قتل است و خلاصه اگر آن‎ها را یکدفعه کشته بود، راحت‎تر بودند. و ثانیا غالب فتنه‎ها منجر به قتل‎ها و ملحقات آن یعنی زخم‎زدن و ناقص کردن اعضا می‎گردد. و شهید می‎فرماید: کشتن ناحق، گناه کبیره است و در حکم قتل نفس است جنایت رساندن به اعضای بدن (مانند دست، پا، چشم و غیره). باید دانست که هر فتنه‎ای که مفسده و ضررش بیشتر باشد، گناهش نیز بزرگتر است.
فتنه به کفر و شرکت نیز تفسیر شده: ناگفته نماند که بیشتر مفسرین، فتنه را در آیات مذکور، به کفر و شرک تفسیر کرده‎اند. و در روایتی که از حضرت باقر علیه‎السلام در تفسیر آیه «حتی لا تکون فتنه» رسیده، فتنه را شرک معنا فرموده است. و این معنا با آن‎چه در معنی متبادر و ظاهر از فتنه که گذشت، منافاتی ندارد. چون ظاهرا مراد از روایات و کلمات مفسرین، بیان سبب فتنه است. زیرا هیچ فتنه‎ای نه دینی و نه دنیوی از مؤمن حقیقی صادر نخواهد شد. چنان‎چه حضرت امیرالمؤمنین در صفات متقین می‎فرماید: «خوبی از ایشان امید داشته و بدی از آن‎ها ایمن است.» یعنی کسی که نور ایمان در قلبش داخل شده، مردم همه از شرش در امانند. پس فتنه‎انگیز یا کافر و مشرک باطنی و ظاهری است، یا اگر مسلمان باشد، هنوز از ظلمات کفر و مراتب شرک خلاص نشده و دلش به نور ایمان منور نگردیده است.
جاسوسی برای ظالم: از موارد مسلم فتنه، جاسوسی کردن برای حکام و ظلمه است و بزرگی مفسده و خطر آن و اکبر بودنش از قتل پرظاهر است که یک جاسوسی و فتنهانگیزی ممکن است سبب چه قتل‎ها و جنایت‎ها که بشود. مانند معقل، جاسوس ابن زیاد لعین که سبب گرفتاری و کشته‎شدن حضرت مسلم و هانی بن عروه گردید. بلکه فجایع کربلا و پس از آن، مستند به فتنه این جاسوس ملعون است.» 

*هفته‌نامه پنجره؛ شمار 26
+ محمدمهرافروز ; ٥:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۱۳
    پيام هاي ديگران ()   

ماه رمضان مبارک

+ محمدمهرافروز ; ۳:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۱٥
    پيام هاي ديگران ()   

سلام برحسین بن علی ویاران باوفایش

+ محمدمهرافروز ; ٦:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/۱
    پيام هاي ديگران ()   

سلام دوستان خوبم عیدتان مبارک

در115 پایگاه اینترنتی املش درخدمت شما هستیم:

www.aamlashizade.blogfa.com

+ محمدمهرافروز ; ٦:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱/٤
    پيام هاي ديگران ()   

خدایاماراازشفاعت عالمان شهیددین محروم مفرما

+ محمدمهرافروز ; ٧:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۱۱/٢٩
    پيام هاي ديگران ()   

شهید مفتح؛ مظهر وحدت حوزه و دانشگاه

http://www.irdc.ir/article.asp?id=114

  

 

چکیده: شهید آیت الله دکتر محمد مفتح از جمله روحانیون روشنفکر و روشنگری بود که نقش مهمی در نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی ایفا نمود. ایشان، همچنین قدم های موثری در راه ایجاد وحدت بین حوزه های علمیه و دانشگاه و دوقشر روحانی و دانشگاهی برداشت. ایشان که از اعضای اولیه شورای انقلاب هم بود در روز 27 آذر 1358 در حیاط خلوت دانشکده الهیات دانشگاه تهران با شلیک چند گلوله از سوی تروریست ها به شهادت می رسد و این روز به پاس تلاش های آن بزرگوار روز وحدت حوزه و دانشگاه نامگذاری شده است. این مقاله به زندگی و فعالیت های ایشان می پردازد.

 

کودکی و تحصیلات مقدماتی
شهید آیت الله دکتر محمد مفتح در سال ۱۳۰۷ ه.ش در خانواده ای روحانی در همدان به دنیا آمد. پدر ایشان مرحوم حجت الاسلام حاج شیخ محمود مفتح از وعاظ بزرگ همدان بود.
استعداد فراوان و عشق زیاد شهید به تحصیل باعث شد که بزودی مراحل مختلف تحصیل را بگذراند، به نحوی که دیگر حوزه همدان برای او قابل استفاده نبود و لذا در سال ۱۳۲۲ در حالی که تنها ۱۵ سال داشت برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه قم مهاجرت کرد.

تحصیلات تکمیلی
پس از ورود به قم در حجره ای در مدرسه دارالشفاء اقامت کرده و شبانه روز به تحصیل علم پرداخته از محضر اساتید بزرگی همچون حضرت آیت الله العظمی امام خمینی، مرحوم آیت الله علامه طباطبائی، مرحوم آیت الله داماد، مرحوم آیت الله حجت و ... استفاده کرد و بزودی دوره کامل خارج علوم مختلف حوزه را گذارند و جامع منقول و معقول گردید تا اینکه به درجه اجتهاد نائل آمد و به عنوان مدرسی در حوزه به تدریس پرداخت، به نحوی که حوزه های درسی ایشان در زمینه های مختلف خصوصاً فلسفه از رونق خاصی برخوردار بوده و از پراستفاده ترین حوزه های درسی برای فضلای قم محسوب می شد.
در کنار تحصیل در حوزه، شهید مفتح به تحصیل علوم جدیده پرداخته و مدارج مختلف تحصیلات جدیده را نیز گذرانده و پس از مدت نسبتاً کوتاهی موفق به اخذ درجه دکتری (P.H.D) در رشته فلسفه گردید.
فعالیت های ایشان در مسائل اجتماعی و سیاسی و آشنایی که از نزدیک با حوزه و دانشگاه و کلیه مسائل آن پیدا کرده بودند سبب گردید که استاد شهید از سالهای بسیار قبل، به اهمیت وحدت فیضیه و دانشگاه پی برد.
مقاله ایشان تحت عنوان «وحدت مسجد و دانشگاه» که در سالهای حدود ۱۳۴۰ در نشریه مکتب اسلام قم چاپ شده خود به خوبی نشانگر نوع تفکر و تلاش عملی استاد مفتح در زمینه ایجاد این وحدت از آن سالهاست.
با شروع قیام حضرت امام خمینی(ره) شهید مفتح که یکی از شاگردان نزدیک ایشان بود، از روز اول قیام پشت سر امام مبارزات خود را اوج بیشتر داد.
منبرهایی که ایشان در شهرهای آبادان، خرمشهر، اهواز و... می رفتند بارها منجر به دستگیری و تبعید ایشان گردید ولی شهید مفتح مجدداً در مناسبت بعدی برای منبر به آن شهرها می رفتند تا بالاخره در آخرین بار ایشان را دستگیر و تبعید کرده و ممنوع الورود به استان خوزستان کردند.

تدریس در دانشکده الهیات
غنای علمی استاد، تبحر و تسلط ایشان به علوم جدیده و قدیم، بیان شیوا و قلم قدرتمند ایشان دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران را برآن داشت تا رسماً از ایشان دعوت به عمل آورد تا به تدریس در آن محل بپردازد. شهید مفتح به شوق همکاری با استاد شهید آیت الله مطهری تدریس در دانشکده الهیات را پذیرفت و از سال ۱۳۴۹ در تهران اقامت گزید.

مسجد جاوید؛ سنگر مبارزه با ظلم و الحاد
شهید آیت الله دکتر مفتح با قبول امامت مسجد جاوید در سال ۱۳۵۲ هسته ای دیگر را در جهت تجمع نیروهای مسلمان مبارزه و سنگری برای ارائه اسلام راستین و جبهه ای برای مبارزه با رژیم پهلوی ایجاد کرد. وی ابتدا اقدام به تشکیل کتابخانه ای در مسجد کرد و سپس با تشکیل کلاسهای مختلف از جمله اصول عقاید، فلسفه، اقتصاد، تفسیر قرآن، نهج البلاغه، عربی، تاریخ ادیان، جامعه شناسی و... برای دانشجویان و نیز کلاسهای دیگری در سطح دانش آموزان اقدامی مؤثر در جهت بالابردن سطح آگاهی های مذهبی به صورتی منظم و سیستماتیک و همچنین ایجاد زمینه برای آشنایی و تشکل در جهت پیشبرد انقلاب اسلامی نمود تا این که در سوم آذر ماه ۱۳۵۳ با دستگیری شهید آیت الله مفتح و آیت الله العظمی سید علی خامنه ای مسجد جاوید تعطیل شد . شهید مفتح حدود ۲ ماه در زندان رژیم زیر شدیدترین شکنجه ها بسر برد.

مسجد قبا؛ قلب تپنده انقلاب
حدود ۲ سال پس از آزادی از زندان شهید آیت الله دکتر مفتح امامت مسجدی در نزدیکی حسینیه ارشاد را پذیرفته و آن مسجد را «قبا» نامید و بدین صورت مسجد قبای دیگری در راستای مسجد قبا در صدر اسلام بنیاد نهاده شد تا سنت های اصیل رسول خدا و خاندان پاکش را احیا کند.
این مسجد را به عنوان بزرگترین سنگر در جریان مبارزات انقلاب اسلامی درآورد. جمعیت های چندین صدهزار نفری که در سالهای ۵۶ و ۵۷ در سخنرانی های ماه مبارک رمضان در مسجد گرد می آمد، تا آن زمان بی سابقه بوده و رعب و وحشت زیادی در دل رژیم منفور پهلوی ایجاد می کرد.

فعالیت در لبنان؛ اقدامی عملی در تعمیق و گسترش انقلاب اسلامی
در جریان جنگ های داخلی لبنان که رژیم صهیونیستی اشغالگر با همکاری رژیمهای مرتجع منطقه برای سرکوبی شیعیان و فلسطینی های مسلمان به پا خاسته مقیم لبنان برپا کرده بود، شهید آیت الله دکتر مفتح اقدام به جمع آوری اعانه به مقدار زیاد کرد و آنها را به لبنان فرستاد. او معتقد بود اساسی ترین کار برای پیشرفت هرچه بیشتر شیعیان لبنان، بالاتر بودن سطح آموزش و فرهنگ آنان می باشد، علی هذا برای جنگ زدگان لبنان دو برنامه کوتاه مدت و درازمدت داشت. در برنامه کوتاه مدت سعی بر آن داشت تا مخارج تحصیلی کودکان شهدای لبنان را تأمین کند و در این راه موفق شد عده زیادی از بازماندگان شیعیان جنگ زده را با تأمین مخارج تحصیل و پوشاک و غذا راهی مدارس بکند.
هدف وی از اجرای برنامه درازمدت این بود که یک مرکز و مجتمع آموزشی شیعی در لبنان ایجاد کند و با این اقدام دست به اساسی ترین کار در جهت از بین بردن عقب افتادگی شیعیان لبنان زد.

نماز عید فطر؛ نقطه عطفی در حرکت انقلاب
شهید مفتح در رمضان سال ۱۳۵۶ اقدام به تشکیل جلسات سخنرانی در مسجد قبا نمود و از کسانی که رژیم آنها را از انجام سخنرانی منع کرده بود دعوت کرد و با این عمل قدم مؤثری را در جهت رسوا کردن رژیم برداشت.
پس از روزهای سازندگی ماه رمضان ۵۶ شهید آیت الله دکتر مفتح اعلام کرد که نماز عید فطر را در زمینهای قیطریه خواهد خواند.
ساعت ۸ صبح پنجشنبه ۱۶ شهریور دکتر مفتح به زمینهای قیطریه آمد و مشاهده کرد که سر تا سر زمین توسط نیروهای مسلح ارتش شاهنشاهی اشغال شده است.
در اوائل راه ،ارتش شروع به شلیک تیر هوایی و گاز اشک آور به سوی جمعیت مؤمن و مبارزه کرد اما مردم با روشن کردن آتش و سوزانیدن مقوا در اطراف شهید مفتح مانع از آسیب رسانی گاز به ایشان شدند.
نظامیان شاه کمی پائین تر (خیابان دکتر شریعتی، سر راه شهید کلاهدوز) حمله کردند و دکتر مفتح را با سرنیزه و قنداق تفنگ به سختی مجروح و مضروب کردند به طوری که امکان حرکت از وی سلب شد.
شهید مفتح که صبح جمعه ۱۷ شهریور برای مداوا و پانسمان زخمهای ناشی از تظاهرات دیروز به بیمارستان رفته بود، موقع بازگشت به منزل به وسیله ساواک دستگیر شد.
بدین ترتیب در اولین ساعات حکومت نظامی وی با تن و بدنی مجروح دستگیر و روانه زندان کمیته ضد خرابکاری شاه گردید.
بعد از ۲ ماه که رژیم سابق در اثر اوجگیری انقلاب ناچار به گشودن در زندانها شد شهید آیت الله دکتر مفتح از زندان آزاد شد.

پس از انقلاب
کوشش های شبانه روزی استاد مفتح، پس از انقلاب با شدتی بیشتر دنبال شد، لیاقت و جدیت و کاردانی ایشان ناشی از ایمان و اعتقاد عمیقشان به انقلاب اسلامی بود.
وی علاوه بر عضویت در شورای انقلاب با درخواست دانشجویان دانشکده الهیات و بعد از مشورت با استاد مطهری سرپرست دانشکده الهیات شدند و علاوه بر این سرپرستی کمیته منطقه ۴ تهران نیز برعهده وی بود.
دکتر مفتح در ادامه سالیان دراز کوشش و تلاش برای وحدت فیضیه و دانشگاه که اسلام بر جامعه حاکم و کشور تحت رهبری های حضرت امام به پیش می رفت به کوشش خود در این زمینه افزوده در سالگرد شهادت آیت الله حاج سیدمصطفی خمینی اقدام به تشکیل سمینار وحدت حوزه و دانشگاه در دانشکده الهیات نمود که این اولین سمیناری بود که تحت این عنوان برگزار می شد.

شهادت
دکتر مفتح در ساعت ۹ صبح روز سه شنبه ۲۷ آذر ۱۳۵۸ در حیاط خلوت دانشکده الهیات دانشگاه تهران با شلیک چند گلوله از سوی ضاربین به شدت زخمی می گردد و معالجات در بیمارستان اثری نمی بخشد و حدود ساعت ۲ بعد از ظهر همان روز به شهادت می رسد. یادش گرامی باد.

کتاب مرتبط:
حدیث عاشقی
زندگی و مبارزات آیت‏الله مفتح

مقاله مرتبط:
سیری در مبارزات و مجاهدات سیاسی فرهنگی شهید مفتح
وحدت حوزه و دانشگاه

+ محمدمهرافروز ; ٩:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/٩/٢٩
    پيام هاي ديگران ()